خرید بک لینک

درباره سایت

هر روز

امکانات وب

من نگینِ سبز هستم. این اسمی ست که برایِ خودم ساخته ام ( سبزش را!) و اینها مجموعه ای از سیال هایِ ذهنم می باشند.سیال هایی که تا به اینجا دوست داشتم بیرون از ذهنم باشند و نفس بکشند؛ تا زمانی که نخواهم و بگذارم همان جا، در ذهنم بمانند و زندگی کنند.اندازه ی جهانم؛ به نگاهم است. به مانند گیاه وصلم به خاک. به زمین وصلم ؛ برای سبز شدن. هستم برای ثبت. زندگی ام؛ مجموعه ای از قاب هاست. قاب ها را باید ثبت کرد.هر قاب؛ یک قصه.
پس؛ بیا قصه شو!

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 2:16

هی می پرد در ذهنم که بگویم: خسته ام _ خسته. بعد خودآگاه می گوید: نه، فقط جمعش کن.همین.چشمانم می سوزند. از خیره شدن های طولانی. آب ها که آواره می شدند رویم گفتم؛ جمعش کن. باشه. جمع می کنم. آب را بستم و رفتم در جلد، نگینِ جمع کن. اگر جمع نکنم پس چه کار

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 2:16

تخریب کردن سخت است، اما تمام خواهد شد.

در مرحلهٔ تخریب:

تثبیتِ عاداتِ : عضو شدن در باشگاه پنج صبحی ها _ یوگا _ رفتار ها ( یاما و نیاما )

و با صلحِ خود و روزگار ، با دیگران؛

دستِ صلح بده.

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 2:16

ماه سیزدهم . یکی از درست ترین پادکست های تاریخ ایران . وقتی خیابان لاله زار _ دانشگاه تهران رو گوش کردم فهمیدم چه قدر کار درست اند.کیف کردم _ کیف. از انتخابِ خیلی درست و خوب موضوعات گرفته تا روایت کردنشون. به به. تهرونِ قدیم رو با خیابون لاله زار ا

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 2:16

وقتی نزدیک به شروعی می شوی، انرژی ات چند برابر می شود. برای من که این طور است. دیگران را نمی دانم. ولی می شود از جمع کردن گرد و غبار خانه ها که نتیجه ی یک سال زیستِ تمام شده است فهمید؛ آدم ها منتظر و آماده شروعِ سال _ زندگی و اتفاق نو اند.پس می گویی

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 2:16

دستمال خیس است.ردی از میم و میم که در اتاقم جایش گذاشته اند.قلبم جمع می شود.گلو بسته می شود از حجم حس ها.اهنگی ترکی پخش می کنم. غمش با من است.تنها وجه مشترک.دلم می خواهد هیچ وقت زمستان نیاید. دلم می خواهد تا به ابد این هوا و حس باشد.خوشحالی و آواز پرنده ها ، خوشحالی و لذت من است.نسیم نیست. چیزی فرا تر از نسیم است. ردش آنقدر لطیف و نرم است که نمی توانم باور کنم این هوا و این لحظه و این زنده بودن را.چشمانم را می خواهم تا باور این حس را ببینم. بدنم را می خواهم تا لمسش کنم.

این حرکت و حس فرا است.

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 2:16

بعد از مدت ها دوباره مواجه شدم با آهنگ های فیلتر شده ات. نمی دانم چه بگویم. ولی می دانم هنر جوابش سنگین و محکم است. آنقدر محکم و کوبنده؛ که بکوبد در دهان تمامی شان. آرام. چه آرامشی در کنار محکم بودنش دارد. آرامی که منِ خشمگین را از ظلم و کثیفی بست.

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 2:16

نباید منفی ها را سرکوب کرد. می نویسم و بعد بدرود می گویم. دنیایِ مادیِ نرها حسابی پر رونق و زرق و برق دار شده.فقر و کثیفی همه را پناه داده در اینستاگرم، و کثافت از همه شان بالا می رود.جایی که به راحتی و با یک دکمه در دسترس همه باشد، یک آشغال

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 2:16

صفحه بندی